تبلیغات
مجتمع فرهنگی مذهبی حضرت محمد رسول الله اشن
مجتمع فرهنگی مذهبی حضرت محمد رسول الله اشن

حضرت زینب کبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده ، و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.

نام ، لقب و کنیه آن حضرت : نام مبارک آن بزرگوار زینب ، و کنیه گرامیشان ام الحسن و ام کلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از :

صدّیقة الصغرى ، عصمة الصغرى ، ولیة اللّه العظمى ، ناموس الکبرى ، شریکة الحسین علیهالسّلام و عالمه غیر معلّمه ، فاضله ، کامله و ...

پدر بزرگوار آن حضرت ، اوّلین پیشواى شیعیان حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیهماالسّلام ، و مادر گرامى آن بزرگوار ، حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها میباشد.

ستاره ی مدینه وقتی به دنیا آمد ، امام حسین علیه السلام به سرعت خود را به پدر رساند و با اشتیاق خبر تولّد خواهرش را به او داد و منتظر لبخندی بر لب پدر شد ، امّا در کمال شگفتی اشک پدر را دید که بر گونه اش جاری شد. حسین سبب گریه پدر را پرسید.

امام فرمود : فرزندم به زودی خواهی دانست.

هنگام ولادت زینب كبری ، چون رسول خدا در سفر بود ، فاطمه از همسرش علی درخواست كرد كه نامی برای فرزندشان انتخاب كند. علی علیه السلام در جواب فرمود: من بر پدرت سبقت نمی‌گیرم ، صبر می‌كنیم تا پیامبر از سفر برگردد. چون پیامبر بازگشت و خبر ولادت نوزاد زهرا را از زبان علی علیه السلام شنید فرمود: فرزندان فاطمه فرزندان منند ولی خداوند در باره آنان تصمیم می‌گیرد.
بعد از آن جبرئیل نازل شد و پیام آورد كه خداوند سلام می‌رساند و می‌فرماید : نام این دختر را زینب بگذارید كه این نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام. آن گاه رسول خدا زینب را گرفت و بوسید و فرمود : توصیه می‌كنم كه همه این دختر را احترام كنند، كه او مانند خدیجه كبری است.
یعنی همان گونه كه فداكاری های خدیجه در پیشبرد اهداف پیامبر و اسلام بسیار ثمربخش بود ، ایثار، صبر و استقامت زینب در راه خدا نیز در بقا و جاودانگی اسلام از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

وقتی زینب را حاضر کردند رسول خدا صلی الله علیه و آله او را گرفت و به سینه ی شریفش چسبانید و صورت مبارک خود را به صورتش نهاد و بلند گریست ، چنان که اشک از محاسن شریف او روان شد ، فاطمه علیهاالسلام پرسید : ای پدر گرامی گریه ات برای چیست؟ خدا نگریاند دو چشم شما را!، رسول خدا فرمود : ای دختر من ، ای فاطمه! بدان که بعد از تو و بعد از من این دختر ، گرفتار بلاها خواهد شد و مصیبت های گوناگون بر وی وارد خواهد شد.،

در این لحظه فاطمه علیهاالسلام به شدت گریست و پرسید : ای پدر! ثواب کسی که بر او و مصیبت هایش گریه کند ، چیست؟

رسول خدا فرمود : ای پاره تن من و روشنی چشمم! هر کس بر او و مصیبت هایش گریه کند ، ثواب گریه اش مانند ثواب کسی است که بر دو برادر او [حسن و حسین] گریه کند

ویژگی های شخصیتی حضرت زینب (سلام الله علیها)

هرچند برخی از القاب وی به ویژگی های مهمّی در این بانوی بزرگوار اشاره دارد لیکن جا دارد ، به چند ویژگی بارز از آن حضرت اشاره شود.

1 ـ عبادت :
زینب علیهاالسلام در عبادت و بندگی خداوند ، پیرو مادرش زهرا علیهاالسلام بود. اکثر شب ها ر ابه تهجد و تلاوت قرآن صبح می کرد و به گفته برخی از مورخان شب بیداری یادگار فاطمه علیهاالسلام در طول عمرش ، هرگز ترک نشد. حتّی در شب یازدهم محرم با آن همه خستگی و فرسودگی و مشاهده آن همه آلام روحی نماز شب خود را خواند. همچنین از امام سجّاد علیه السلام نقل شده است که:

عمه ام زینب ، نمازهای واجب و مستحبی اش را در طول مسیر کوفه به شام می خواند و در بعضی از توقفگاه ها از شدت گرسنگی و ضعف در مدّت شبانه روز نمازش را نشسته خواند. چون آنچه از غذا سهم او بود ، بین کودکان تقسیم می کرد. چون آن قوم به هر یک از ما یک گرده نان در شبانه روز می دادند.

2 ـ علم و دانش
بخشی از علم و دانش حضرت زینب علیهاالسلام از نوع اکتساب نیست ، بلکه همچو سایر اهل بیت علیهم السلام از منبع علوم غیبی است. از این روست که امام زین العابدین به وی «عالمه غیر معلمه» لقب می دهد. آری ، این بانوی بزرگوار چنان مقام علمی والایی داشت که یک سال پس از ورود امیرمؤمنان علیه السلام به کوفه زنان آن شهر از وی خواستند اجازه کسب فیض دهد و او در ایامی که در کوفه بود ، مجلسی تشکیل داد و در خانه خود به زنان تفسیر قرآن درس می داد.

3 ـ کرامت و استجابت دعا
هر چند هزاران کرامت از این بانوی بزرگوار بروز کرده امّا فقط نمونه ای را نقل می کنیم. مرحوم ثقة الاسلام نوری از سید محمدباقر سلطان آبادی نقل می کند: «به چشم درد شدیدی در چشم چپ مبتلا شدم. هرچه درمان کردم ، اثری نداشت ، به سلطان آباد آمدم و نزد پزشکان رفتم. آن جا هم فایده ای نکرد و بر عکس مریضی ام شدید شد. بعضی از دکترها می گفتند قابل علاج نیست. برخی هم قول شش ماه بعد می دادند و من هر روز از روز قبل نالان تر می شدم تا این که سیاهی چشمم گرفته شد و دیگر نمی توانستم بخوابم. در آن اوقات یکی از دوستانم برای خداحافظی به دیدنم آمد. او می خواست به کربلا برود. من هم با او راهی شدم. در منزل اول درد چشم شدیدتر شدو همه ، مرا شماتت می کردند مگر یک نفر. بالاخره ، به منزل دوم رسیدیم درد شدیدتر از قبل شد و ورم چشمم افزونتر. تا این که نزدیک سحر آرامش پیدا شد.

در عالم رؤیا عقیله بنی هاشم زینب کبری علیهاالسلام را دیدم که گوشه ی مقنعه اش را به چشمم می کشید.
از خواب بیدار شدم و چشمم خوب شد. دوستانم باور نمی کردند ، سوار شدیم در بین راه درد و ناراحتی احساس نمی کردم. من که همیشه ناراحت و عاجز بودم ، پیش خود گفتم : کاش بسته ی روی چشمم را باز می کردم. تا باز کردم ، دیدم همه چیز را می بینم. صدا زدم که رفقا بیایید ، همه آمدند و گفتند: کدام چشمت درد می کرد؟
گفتم : چشم چپم بود.، هرچه نگاه کردند تفاوتی بین چشم چپ و راستم ندیدند.


شیخ عبدالرحمن جمهوری مصری (از علمای اهل سنت) نویسنده ی کتاب مشارق الانوار ، می گفت:

در گرفتاری سختی افتادم ، با خود گفتم بر سر قبر حضرت زینب ، دختر علی بروم ، شاید گرفتاری رفع شود.

قصیده ای در مدح زینب علیهاالسلام گفتم که اوّل آن چنین بود :

ال حله لکم علینا الولاء لاسواکم بما لکم الاء زینب فضلها علینا عمیم

گرفتاریم را کردم.

در کمال ناباوری آن مشکل من حل شد. به خدا سوگند! از حرم بیرون نیامدم ، مگر با حاجت روا شده.

4 ـ معصومه
از دیگر ویژگی های حضرت ، مقام عصمت است؛ می دانیم که عصمت درجاتی دارد. مرتبه ی عالی آن مخصوص اهل بیت علیهم السلام است. اما چون حضرت زینب علیهاالسلام نیز از طینت محمدی و مجاهده نفس برخوردار بود ، توانست به مرتبه ای از این عصمت دست یابد. لذا خود آن حضرت در برخی احتجاجات خود به این مقام اشاره می کند.

محقق ممقانی در تنقیح المقال می نویسد :

در صورتی که عقیده به عصمت زینب داشته باشیم ، گزاف نگفته ایم. آنان که بر حالات زینب در عاشورا و پس از آن واقف باشند ، چگونه می توانند عصمت آن بزرگوار را انکار کنند. چون اگر زینب عصمت نداشت ، در آن مدتی که امام سجاد علیه السلام بیمار بود ، امام حسین مقداری از سنگینی بار امامت را به آن حضرت نمی سپرد.

5 ـ موثقه و صدیقه و امینه
حضرت زینب علیهاالسلام مورد اطمینان همه ، خصوصا حضرت سید الشهدا و امام سجاد علیهماالسلام بود. لذا امام حسین علیه السلام ودایع امامت را به وی سپرد و هر وقت امام سجاد علیه السلام به بیان اخبار و احادیث می پرداخت و می خواست در ذهن مردم جای بگیرد ، آن را به عمه اش مستند می کرد. ابن عباس نیز همین طور به زینب علیهاالسلام استناد می کرد با این که خود مقام والایی داشت ، می گفت : «حدثتنا عقیلتنا.» روایت حضرت زینب را به مناسبت در فصل های مختلف نقل خواهیم کرد.

از طرف دیگر حضرت ، جزو صدیقین به شمار می رفت مقامی که اشخاص محدودی بدان دست یافته اند. و پیامبران بدان مقام فخر می کردند «انه کان صدیقا نبیّا» ابراهیم صدیق پیامبر بود. والاترین مقام صدیقین متعلق به علی امیرمؤمنان است و در زنان سابقه این مقام به حضرت مریم و در امت پیامبر به فاطمه ی زهرا علیهاالسلام و آن گاه به حضرت زینب علیهاالسلام اختصاص دارد. لذا چون مادرش فاطمه ی زهرا به صدیقه ی کبری مشهور بود ، به وی صدیقه ی صغری می گفتند.

همچنین حضرت زینب امانتدار الهی بود و به مقام «امینة الله» رسید. زیرا اگر دارای چنان مقامی نمی بود ، هرگز امام حسین علیه السلام ودایع امامت را به وی نمی سپرد. آری او در سایه عبادت و بندگی به این مقام رسید.


سیمای زینب
بانویی بلند بالا با چهره ای نورانی ، قوی اندام ، دارای فصاحت و بلاغتی علی گونه و عصمت و حیائی فاطمی ، حلم و بردباری حسنی و شجاعتی حسینی ، از وی بانویی کم نظیر ساخته بود.


 

حضرت زینب (س) و نهضت عاشورا

همراهی با کاروان کربلا

در رجب سال 60 هـجری قمری در پی ایستادگی امام حسین برابر بیعت خواهی خلیفه وقت از میان گزینه‌های فراروی همراهی برادر و امام خویش را مسئولانه می‌پذیرد و در ادامه آن همه رنج ، رنج هجرتی سرنوشت ساز و تمدن آفرین را نیز پذیرفته و تحمل می‌كند.

جایگاه حضرت زینب (س) در نهضت حسینی

در تاریخ اسلام زنان مؤمن و فداکار بسیارى بوده‌اند که با حضور فعال در صحنه‏هاى حساس سیاسى و اجتماعى ، مسیر تاریخ را تغییر دادند.

از جمله این زنان ، حضرت زینب(س) است که با حضور در نهضت کربلا ، مسئولیت بزرگى را بر عهده گرفت.حضرت زینب براى ایفاى مسئولیت بزرگ پیام رسانى ، از دوران کودکى تحت تربیت پیشوایان معصوم قرار گرفت و امام حسین(ع) نیز در مسیر حرکت به کربلا ، با سخنان و توصیه‏هایى ، خواهرش را آماده‏تر کرد. زینب کبری تحت تربیت پدر و مادرى چون حضرت على(ع) و حضرت فاطمه(س) و با شایستگى و استعداد ذاتى که از آن بهره‏مند بود به مراتب عالى از فضائل و کمالات انسانى دست یافت. او مانند پدر و مادر خود جامع همه کمالات و صفات پسندیده بود. او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ایمان و عقیده ، قهرمان دلیری و شجاعت ، جلوه فصاحت و بلاغت ، شعله ستیزه جوی باطل و آتش افشان حق در برابر نیروهای ستمگر و کوبنده دژخیمان زورگو است.زینب (س) تجسم زهد ، علم ، عفاف و شهامت و عقیله طاهره ، متعلق به اخلاق الهی است.

تردیدی در نقش حضرت زینب در حفظ کردن قیام عاشورا و ابلاغ پیام آن نیست. بدون شک بی حضور آن حضرت این قیام به بلوغ و سرانجام مطلوب خویش نائل نمی گشت.

بنابراین در سفر امام حسین به كربلا حضرت زینب نیز به همراه امام و یار و پشتیبان ایشان بود. پس از شهادت امام نیز حضرت زینب از فرزند برادرش علی بن الحسین السجاد(ع) حمایت و پشتیبانی می كرد.

روز عاشورا یكی از سخت ترین و دردناك ترین روزها برای زینب (س) بود. او می دید چگونه لشكر عمر سعد ، فرزندان و ذریه رسول خدا را به شهادت می رسانند و سر از بدنشان جدا می سازند. او در مقابل این اعمال احساس وظیفه می كرد و در برابر این معایب خویشتنداری كرده و سرپرستی خاندان عصمت را بر عهده گرفت. در ماجرای غم انگیز كربلا ، منابع در چند جا از زینب نام برده اند. یكی در وقتی كه علی اكبر(ع) به زمین افتاد و پدر را به بالین خود طلبید. نقل شده است كه زینب خود را به میدان رسانید و روی كشته علی اكبر انداخت تا برادر را به خود متوجه سازد و از شدت اندوهی كه با دیدن پیكر قطعه قطعه علی اكبر بر حضرت وارد شده ، بكاهد. در جای دیگر می بینیم كه فرزند كوچك امام حسن مجتبی(ع) به نام عبدالله، با دیدن پیكر به خاك افتاده عمو، از خیمه بیرون می دود تا خود را به عمو برساند و دشمنان را از حضرت دور سازد. در این جا امام (ع) خواهر را مخاطب قرار داده كه «خواهر جان! این كودك را نگهدار» زینب فورا می دود و عبدالله را می گیرد ، اما كودك دست خود را از دست عمه می كشد و بالاخره خود را به عمو می رساند و روی بدن نازنین عمو به دست آن سنگدلان به شهادت می رسد و دیگر جایی كه از زینب نام رفته است ، لحظه وداع است. هنگامی كه امام حسین(ع) برای خداحافظی به نزد زنها می آید و زینب را مخاطب ساخته و جامه كهنه ای می خواهد تا زیر لباس های خود بپوشد تا دشمنان پس از شهادت حضرت رغبتی نكنند و بدن وی را برهنه نسازند.

زینب سلام الله علیها در تمام صحنه ها چون كوهی استوار ، مقاومت كرد تا رسالتی را كه بر عهده گرفته با شایستگی به سرانجام رساند.

سخنرانی حضرت زینب (س) و رسوایی قاتلان امام حسین (ع)

حضرت زینب پس از واقعه عاشورا در مجلس ابن زیاد حضور یافت و سخنان آتشینی ایراد كرد. كیفیت ورود زینب و وضع لباس و جامه او را در مجلس ابن زیاد به گونه ای رقت بار و غم انگیز نوشته اند. شیخ مفید در ارشاد می نویسد : «هنگامی كه زینب به مجلس ابن زیاد آمده ، پست ترین جامه را پوشیده بود و به طور ناشناس وارد شد». اما به هر صورت ابن زیاد متوجه شد و پرسید : «این زن ناشناس كیست»؟ كسی پاسخ او را نداد ، برای بار دوم و سوم سؤال كرد ، در این وقت یكی از كنیزان پاسخ داد : «این زن زینب دختر فاطمه دختر رسول خدا است». ابن زیاد با كمال بی شرمی گفت : «سپاس خدای را كه شما را رسوا نمود». اما زینب (س) برای خنثی كردن تمام نقشه های عوام فریبانه او فرمود : «ستایش خدای را سزاست كه ما را به وسیله پیغمبرش گرامی داشته و از پلیدی به خوبی پاك گرانید ، آن كسی كه رسوا شود بی شك و تردید فاسق است و آن كس كه دروغ می گوید ، فاجر و تبهكار است و چنین كسی ما نیستیم و دیگران هستند و الحمدلله».       پسر زیاد كه انتظار نداشت ، با چنین زنی دانشمند و با شهامتی روبه رو شود ، سخن خود را این گونه تغییر داد و گفت : «رفتار خدا را با برادر و خاندانت چگونه دیدی؟» حضرت زینب با لحنی افتخار آمیز فرمود : «من جز نیكی ندیدم ، آنان مردمانی بودند كه خداوند كشته شدن را برای آن ها مقدر فرموده بود و آنان نیز با كمال افتخار به آرامگاه خود شتافتند. ولی بدان كه به زودی خدا میان تو و ایشان جمع خواهد كرد و تو را مورد بازخواست و احتجاج قرار خواهد داد پس نگران باش كه در آن روز پیروز چه كسی خواهد بود؟ (تو با آن ها) ای پسر مرجانه مادر به عزایت بنشیند». سخن گفتن ابن زیاد با حضرت زینب در این مجلس به درازا می كشد و سرانجام ابن زیاد به مصلحت خویش    نمی بیند كه با زینب سخن بگوید و بیش از این خود را در مقابل چشمان حاضران رسوا و شرمنده سازد ، از این رو متوجه امام سجاد(ع) كه به صورت اسیران در مجلس آورده بودند ، شد و با او به گفت و گو پرداخت. اما حضرت سجاد ابن زیاد را مفتضح ساخت تا آنجا كه ابن زیاد قصد جان حضرت را نمود و دستور قتل او را صادر كرد. در این جا نیز زینب (س) از جا برخواست و دست های خود را حلقه وار به گردن امام سجاد (ع) انداخت و گفت : «ای پسر زیاد! این اندازه خون كه از ما ریخته ای تو را بس است... به خدا سوگند من از او جدا نخواهم شد تا اگر او را بكشی مرا هم با او به قتل رسانی.

حضرت زینب از آن پایانه غمرنگ شهادت ، باند پرواز معراج‌وار می‌سازد و در حالی كه در نیمه دوم دهه ششم عمرش كوله‌بار اسارت را بر دوش گرفته پرچم مرجعیت حركت امت را در بستری از هجران به اهتزاز درآورده و بر آن است تا با گذر عزتمندانه از خرابه‌های كاخ اموی شاعرانه‌ترین غزل عرفان را از بلندای تاریخ ، برای همگان به ویژه آیندگان ترنم كند كه :
قوم دیگر می‌شناسم ز اولیا كه دهانشان بسته باشد از دعا    سنگ اندر راهشان گوهر بود زهر اندر كامشان شكر بود

بدینسان دیوان زندگی زینب كبری(س) مثنوی رنج ستیز و ترجیع بند حدیث مظلومیت و تركیب بند مقاومت و قصیده زیبایی و رهایی است كه شاه بیت غزل آن این است كه (ما رأیت الا جمیلا) هر آن چه دیدم زیبا بود.


 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.