تبلیغات
مجتمع فرهنگی مذهبی حضرت محمد رسول الله اشن
مجتمع فرهنگی مذهبی حضرت محمد رسول الله اشن

نوحه امام حسین (ع) با شعر و موسیقی های بی هویت

 

نوشته :جواد کریم نژاد (کارشناس رشته موسیقی و مسئول واحد موسیقی حوزه هنری آذربایجان شرقی)

«بیدل به هرکجا رگ ابریست در بهار     در ماتم حسین و حسن گریه کرده است»

 

حماسه عاشورا به عنوان مهمترین حماسه تاریخ شیعه همواره نماد مبارزه با ظلم و ستم تلقی می‌شود که جوهره حقیقی آن احیاء دین است. این حماسه سترگ و باشکوه سند سرافرازی ما شیعیان و وجه تمایز بین حق و باطل بوده و خواهد بود. نهضتی که نزدیک به 14 قرن توسط دوستداران اهل بیت و عصمت (ع) و عشق به حسین‌بن‌علی (ع)، خاک به خاک و سینه به سینه ادامه یافته و در گذرگاه تاریخ و در بدترین شرایط با وجود سردمداران زر و زور رنگ نباخته است.

محرم و صفر ایّامی است که شیعیان جهان- علی الخصوص ایرانیان – به سوگ فرزند پیامبر نشسته و در عزای شهدای کربلا سیاه پوش می‌شوند. محرم در پرتو نهضت عاشورا ماهی است که روح قداست، ایمان، تفکر مبارزه با ظلم و ستم و حقیقت جوئی به کالبد جامعه دمیده می‌شود و همچون محکی روح ناخالص و آلوده جامعه را از سرچشمه زلال عاشورا گوارا می‌سازد. به بیانی دیگر در ماه محرم، جامعه و مردم تحت الشعاع عاشورا قرار گرفته و همین امر و ارزشهای معنوی آن عاملی می‌شود تا با آگاهی و شناخت، تصمیم به یک بازنگری در وجود خود بگیرند و با عزاداری و گریستن بر اهل بیت (ع) - که مظهر تام و تمام احترام به یک حرکت مقدس در جهان اسلام و شیعیان است – به تجدید نظر در رفتار و کردار خود بپردازند، حماسه ای که ابا عبدا... الحسین و یارانش در نینوا آفریدند و به دنبال آن نهضت عاشورا، منجر به احیاء دین جدش گردید، که بیان روشن آن در جمله معروف پیغمبر بزرگوار اسلام « حُسین مِنّی و اَنا مِن حُسین» تجلّی یافته است که با شناخت صحیح اهداف امام حسین (ع) و 72 تن از شهدای دشت نینوا رابطه‌ای مستقیم دارد. حسینی که اصلی ترین هدف قیامش را در خطبه ای که به هنگام سفر به کربلا خواندند، جلوگیری از انحراف دین خدا از مسیر صحیح و زنده نگه داشتن امر به معروف و نهی از منکر دانستند:

« ... اِنّما خَرجتُ لطلب اِلاصلاح فی اُمّه جَدیِ اُریدان آمر بالمعروف وَ انهی مَن المُنکر» از این رو پیام بزرگ و زندگی ساز سیّد و سالار شهیدان ره توشه ای گرانبها و سترگ در مسیر تکامل تشیع و قیام های مبارزه جویانه در برابر فسق و فجور است.

از طرفی عزاداری و برپائی مراسم ماتم و سوگ امری است که ریشه در سیره نبوی و امامان (ع) دارد و این عزاداریها مصداق موّدت اهل بیت (ع) است. مجالس عزای حسینی نه تنها نام سیدالشهدا (ع) را پرآوازه نگه داشته است بلکه سبب ماندگاری پیام دین محمد (ص) نیز شده است. تأثیر ژرف و بنیادین فرهنگ عاشورا در عمیق شدن تفکر شیعی و جلوه های سازنده آن در ترویج جنبه های اصولی مکتب اسلام ناب محمدی، دشمنان قسم خورده اسلام را بر آن داشته است تا با برنامه‌ریزی های کلان، در پی تحریف و زدودن این فرهنگ برآیند و با ترویج خرافه ها، اظهار مطالب موهن و ذلت آمیز، بدعت های نامناسب استفاده از موسیقی های سبک و مبتذل در نوحه ها، دروغ، غلو و دستآویز قرار دادن مراسم عزاداری برای ارضاء امیال دون انسانی همچون برخورد کاسبکارانه که عرصه تاخت و تاز فرصت طلبان و سوداگران شده است، سعی در کم رنگ کردن این فرهنگ و تأثیر آفرینی آن داشته باشند.

متأسفانه در سال های اخیر، هنجارشکنی در شیوه های عزاداری به اوج خود رسید و این امر بیشتر نه به دست غیرمسلمان‌ها، بلکه به دست افرادی که ادعای مسلمانی داشته و دوستدار اهل بیت (ع) بوده و برای آنها مجالس عزاداری بپا می‌کنند صورت می‌گیرد و این مصداق همان‌هائی هستند که در صدر اسلام به « خوارج» شهرت یافتند و به خاطر تفسیری که از اسلام داشتند بنام دین، قرآن ها را سر نیزه زدند بطوری که عمل خود را جهاد برای اسلام می‌دانستند. حافظه تاریخ قیام عاشورا، هنوز از یاد نبرده است که در لشکر مقابل سیدالشهداء هم نماز جماعت می‌خواندند و به قصد قربت بر فرزند امیرالمؤمنان (ع) و فاطمه زهرا (س) شمشیر کشیدند.

مرحوم دکتر علی شریعتی در کتاب «هنر در انتظار موعود» آنجا که به بحث در مورد هنر دینی و انحراف آن می‌پردازد می‌گوید: « آنچه یک نفر و یک مذهب را مسخ می‌کند دوست اوست و یا دشمنی که در جامعه دوست خود را نشان می‌دهد، همه مذاهب از درون مسخ شده اند و از درون پوسیده اند، اسلام را می‌بینیم در موقعی که قریش رویاروی ایستاده بودند در حال رشد و درخشش و تعالی و اقتدار بود و تفاخر، اما همان ها وقتی که مسلمان شدند و لباس دوست پوشیدند و بعد آمدند، یک چیزی دیگری شد و به کلی مسیر متناقض را پیمود ... این است که می‌بینیم خود ما هستیم که مذهب اسلام را منحرف کردیم ... »

چند سالی است که تحریفات و خرافه ها وارد دستگاه عزاداری حسین (ع) شده، بطوری که مداحی و نوحه خوانی به شیوه های تازه با موسیقی های مبتذل و بسیار سخیف اجرا می‌شوند که غالباً حرمت کلام را شکسته و با بیان و اشاعه واژه‌های نا مناسب و دور از شأن خاندان پیامبر جایگاه اهل بیت (ع) و سوگوارانشان را پائین آورده است. آنچنان که در اغلب مراثی و مداحی‌ها، جوهره حقیقی حماسه عاشورا و پیام های انسان ساز آن مورد غفلت و بی توجهی قرار گرفته و مدح ها و نوحه ها با الگو های نامتعارف، وجه حماسی و تأثیرگذاری در تقویت بینش و ایمان شنونده، القاء پیام عاشورا و ابعاد معنوی خود را که می‌بایست مخاطب را به تفکر و اندیشه وا دارد، از دست داده و در مقابل به اشعار بسیار نازل و نا‌مناسب آن هم با آهنگ و ریتم موسیقی‌های «جاز، پاپ، راک، رپ، متال» و نیز ملودی ترانه های فارسی قدیم، ترانه های استانبولی، هندی، عربی و لس آنجلسی تبدیل شده است بطوری که محتوای نوحه ها فقط گریاندن مخاطب و جذب جوانان و کسب شهرت و پول به نام عزاداری است و این تأثیرپذیری به حدی شده است که در جاهائی احساس می‌شود حتی نسبت به مقدّسات توهین صورت می‌گیرد.

لازم به ذکر است موسیقی مذهبی در ایران سابقه ای بسیار کهن داشته و بعد از اسلام نیز این نوع موسیقی در مراسم سوگ و عزا جاری و ساری بوده است. از طرفی بین موسیقی مذهبی و موسیقی ملّی همواره تعامل وجود داشته و آئین‌های مذهبی همچون تعزیه و نوحه بخشی از هویت موسیقی ملّی ایران بوده است به عبارتی موسیقی مذهبی اعم از نعت خوانی، منقبت خوانی، چاووش، مناجات و بالاخص تعزیه نقش بسیار مهم و تعیین کننده ای در حفظ و اشاعه موسیقی سنتی داشته به حدی که موسیقی ردیفی در ایران تماماً در چارچوب تعزیه حفظ شده است.

موسیقی مذهبی از تأثیرگذارترین نوع موسیقی هاست و با توجه به پیشینه فرهنگ و هنر ایرانیان که حتی قبل از واقعه عاشورا مراسم سوگ و تعزیه به همراه موسیقی خاص خود داشتند، شیوه‌های عزاداری برای امام حسین (ع) در طول تاریخ شیعه در ایران از تنوع و شکوه بسیار زیادی برخوردار است. در میان انواع موسیقی‌های مذهبی، آئین‌های عاشورائی بیشترین تنوع و قسمت موسیقی دینی ایران را در بر می‌گیرد و موسیقی عاشورائی خود به شاخه های مختلف (مانند تعزیه، روضه، پرده خوانی، مدح، نوحه و ...) تقسیم می‌شود که هر بخش از آن دارای ویژگی‌ها و خصوصیات خاص خود بوده و بسته به نوع مراسم تفاوت‌هائی دارند.

کوتاه سخن اینکه هنرهائی چون شعر، تعزیه، موسیقی، نوحه خوانی و مداحی از آئین‌های محرم جداناپذیر هستند و به واسطه این هنرها، پیام‌های عاشورا در کنار لِسان اهل منبر و مفسرین توانسته به خوبی انتقال یابد.

ادبیات آئینی و عاشورائی از دیرباز جایگاه ویژه ای در میان اهل ادب داشته و شاعران آئینی واقعه عظیم عاشورا و منزلت حسین (ع) را با الهام از حرکت معنوی ایشان در قالب نظم به تصویر کشیده و مجالس را به شور عاشورائی مزیّن ساخته‌اند، از نقاط عطف این عرصه و پرچمداران ادبیات عاشورائی می‌توان به « محتشم کاشانی و عمان سامانی»  اشاره کرد.

با نگاهی گذرا به تاریخ مدّاحی در ایران، نوع اشعار، محتوا و پیام آنها به سهولت در می‌یابیم که در گذشته مداحی کردن و شعر ساختن برای عاشورا و حماسه‌سازان کربلا بسیار حساس بوده و هر کسی ولو اینکه شاعر قدری هم بوده، این مقام و مرتبه را در خود نمی دید که برای امام حسین شعر بگوید یا مداحی کند ولی امروزه، متأسفانه برخی مداح نمایان بیسواد با اشعار بی‌محتوا و پیش‌پا افتاده و موسیقی‌های نامتعارف که نشان می‌دهند نه از شعر شناخت کافی دارند و نه از موسیقی- مراسم و مجالس عزاداری سیدالشهداء (ع) را عرصه تاخت و تاز سودجویانه امیال خویش و جولانگاه مطالب انحرافی و عوام پسندانه خود تبدیل کرده اند. بطوری که استفاده از این نوع اشعار و موسیقی نه تنها در شأن اهل بیت (ع) بلکه توهین به ساحت آنان نیز است.

متأسفانه برخی جوانان ما هم ناآگاهانه و یا از روی عشق به امام حسین (ع) بدون توجه به ماهیت اشعار در دام این سودجویان گرفتار شده و همراه آنان نوحه ها را به شکل ترانه‌های مبتذل می خوانند. آنچنان که اغراض شخصی، ذوقیّات و مباحث غیر دینی و غیر عقلی برخی مداحان و ترویج آنها باعث گردیده اصل پیام عاشورا و ریشه معارف اهل بیت (ع) منحرف شده و سوگواران به ظواهر مشغول شوند.

به بیانی دیگر با ورود افراد بی اطلاع، ناتوان و بی سواد به جرگه مدّاحان و ذاکرین اهل بیت (ع)، آسیب‌های جدی به ارزش‌های معنوی و آئین های عاشورائی وارد آمده و این مصداق زنگ خطر است، زنگی که در صورت عدم پالایش و مقابله جدّی، با تحریفات، خرافات، بدعت های نامتعارف خطرات فرهنگی- مذهبی جبران ناپذیری در میان عموم به بار خواهد آورد و به قول استاد شهید مرتضی مطهری، امروزه باید به دروغ ها و تحریفاتی که وارد دستگاه عزاداری حضرت حسین (ع) شده باید گریست نه بر مصیبت حسین و شمشیرهائی که روز عاشورا در دشت خونین کربلا به پیکر شریفش وارد شد. ایشان درکتاب «تحریف های عاشورا» می‌نویسد: « امروز باید عزای حسین را گرفت، امّا برای حسین در عصر ما یک عزای جدّی است که در گذشته نبوده و آن هم دروغ‌هائی که درباره حادثه کربلا گفته می‌شود، هیچ‌کس جلوی این دروغ‌ها را نمی‌گیرد و به این مصیبت حسین بن علی (ع) باید گریست»

بیان واژه های نابجا و بی مورد، در محتوای برخی نوحه ها، كه گوینده و سراینده آنها بدون پشتوانه فكری و معرفتی الفاظی را بر زبان جاری می سازد كه شأن و منزلت این واقعه عظیم از دید شنونده كاهش می‌یابد، بیان واژه های بی‌محتوا و سبكی چون «نوكرتم» «قربونتم»، «داداش جونم» « می‌خوامت خیلی زیاد» «قربون چشمان قشنگت» «شاه حسین» «اعلیحضرت حسین»، «اعلیحضرت ابوالفضل»، « كلب رقیه»، «كلب الحسین»، «سگ توام» عوعو كردن و صدای پارس سگ درآوردن به همراه قلاده بستن به گردن مداحان و نوحه سرایانی كه با حركات نمایشی اسیر احساسات زودگذر خویش شده و به هر قیمتی صِرف بازارگرمی و گریاندن مخاطب به سمت اشعاری رفته اند كه نه صِبغه تاریخی دارند و نه شور و شعور حسینی، اشعاری كه امامان شیعه مانند معشوق وصف می‌شوند و از «چشمان سیاه» و «لب های غنچه ای» «بازوان پهن» و ... سخن ها به میان می‌آید به حدی كه پا را از خطوط قرمز فراتر می‌نهند و این چنین موسیقی تحریف مداحی را می نوازند. به نمونه‌هائی از این دست اشعار توجه كنیم:

«به بزم عزای اعلیحضرت حسین - پیچیده صدای اعلیحضرت ابوالفضل - این كیه كه دل بسته به چشماش - خیمه ها امن از قدرت دستهاش»

و در جائی دیگر در مدح حضرت ابوالفضل (ع):

«قربون آن چشمان قشنگت - قربون آن قد رشیدت»

یا:

«... الله اكبر چه چشم و ابروئی ... الله اكبر چه دست و بازوئی»

و در مورد ابا عبدالله(ع):

«من كه به شور و شینم .... توله سگ حسینم»

و در مورد حضرت رقیه(س):

«سحر اومدم نبودی/ به شكار رفته بودی/ تو كه سگ نبرده بودی/ به شكار رفته بودی»

سؤال اینجاست كه آیا حضرت حسین (ع)، حضرت زینب، حضرت رقیه و اهل بیت (ع)، شكارچی یا نعوذ بالله سگ دوست بوده‌اند؟! چه اجباری هست كه به خاطر گریاندن لحظه ای مخاطب هر مزخرفاتی كه از ذهن می‌گذرد در مجالس عزای حسینی نثار اهل بیت نمائیم؟! چرا مداحان تازه به دوران رسیده امروزی نمی توانند روحیه شجاعت، قهرمانی، انسانیت، صبر و رضایت و رفتارهای انسان ساز اهل بیت (ع) و یاران سیدالشهداء در كربلا را تبلیغ نمایند؟! چرا فقط سعی در مظلوم نمائی این بزرگواران دارند و آنقدر مظلوم نمائی می كنند كه آنان را حقیر جلوه دهند؟! آیا جز این است كه این مداحان علم به كار خود ندارند و نا اهل این كار هستند؟!

چرا برخی فكر می كنند اگر در مجلسی كه به نام عزای امام سوم شیعیان برپا شده، قلاده به گردن بسته و صدای عوعو و پارس سگ در بیاورند ائمه از آنان خوشنود می شوند؟ و ...

در مواردی دیگر از این دست مداحی ها، شنونده با انواع شركیات و كفرگوئی‌ها نیز همنوا می‌شود. به عنوان مثال مداح می‌گوید:

« لا اله الا فاطمه الزهرا»، « لا اله الا زینب»، « لا اله الا محمد» و ...

و این مداحان كفرگو چنان غلو می نمایند و فریاد برمی آورند كه:

«حسین، مادرش زهرا، رحمان است و رحیم

زینب تو مالك یوم الدین

ایاك نعبد و ایاك نستعین»

و مداح دیگری چنین به كفرگوئی می پردازد:

« حیدر، حیدر، خالق ارض و سمائی

حیدر، حیدر عبد خدا و خدائی

حیدر حیدر روزی ده ماسوائی

حیدر حیدر مستم و حیدر پرستم

حیدر حیدر مستم و حیدر پرستم

و ...

در مورد موسیقی و آهنگ‌های انتخابی برای نوحه ها و مراثی وضع به مراتب از اشعار مورد استفاده بدتر و اسفناك‌تر است و از آهنگ و ریتم هائی در ارائه كارهای مذهبی استفاده می‌شود كه هیچ ارتباطی به فرهنگ عاشورا و حتی فرهنگ ایرانیان ندارد.

برخی مداحان به دلیل عدم شناخت دستگاه‌های موسیقی و مهمتر از همه موسیقی آوازی ایران به ملودی ترانه‌های استانبولی، عربی، لس آنجلسی و سبك های موسیقی غرب مانند جاز، پاپ، راك، رپ، متال با سازهای الكترونیك چون ارگ، سینتی سایزِر و ... كه هیچ سنخیّتی با عزاداری ابا عبدا ... ندارد، روی آورده اند.

در سبک های جدید مداحی و نوحه خوانی- که متأسفانه برخی رسانه ها و صدا و سیما به آن دامن زده و با بزرگ نمائی این مداحان، مردم را به عبدالحال بودن ترغیب می نمایند- موسیقی بر شعر پیشی می‌گیرد. کلمات و محتوای اشعار به صورت آهنگی بی معنا درمی آید که با ریتمهای تند و به نوعی با ضرب پای مداح و اطرافیانش به هر چیز غیر از مراسم عزاداری شبیه است. ضرب و ریتم به همراه سینه زدن های سریع و پیچاندن صدا در گلو و ریه ها و «سِن سِن» کردن های سریع ( به جای حسین حسین) حالتی شبیه به صدای ریتم ضرب در موسیقی‌های جاز و راک پدید می آورد و در نمونه های پیشرفته تر این نوع مداحی‌ها، به برکت وجود سیستم های صوتی آنچنانی که ضعف صدائی آنها را می پوشاند و دستگاه‌های موسیقی الکترونیکی یک نفر فقط «سِن، سِن» می‌کند و نفر دوم (در بعضی مواقع با لهجه تهرانی و ادای کلمات شکسته) نوحه خوانی می‌کند که این نوع سبک‌های خواندن بیشترین ضربه را به ارزش های معنوی مجالس عزاداری و از لحاظ فرهنگی، به موسیقی مذهبی ایران وارد ساخته است. نوحه علاوه بر غنای شعری باید با تاریخ عاشورا و اهداف شهدای کربلا همخوانی داشته و ادب و احترام به اهل بیت (ع) در تمامی آنها دیده شود، بخش دیگر آن غنای موسیقائی است که آن نیز باید با فرهنگ اسلامی و ایران، همخوانی داشته باشد.

در گذشته به دلیل اینکه پیوند عمیقی بین موسیقی آوازی و آئین‌های مذهبی وجود داشته، اکثر ذاکرین، تعزیه خوان‌ها و مداحان حرفه‌ای مانند مرحوم سیدجواد ذبیحی و مرحوم مؤذن زاده اردبیلی (که البته افراد قدر و توانمند بسیار دیگری را نیز می‌توان نام برد) موسیقی شناس نیز بوده اند و آشنائی کامل با ردیف موسیقی ایرانی داشته اند و می‌دانستند که کدام لحن و ملودی با حفظ تأثیرگذاری بر مخاطب متناسب با شعری است که خواهد خواند و حس معنوی را در شنونده ایجاد و القاء می‌کند.

به عنوان مثال:

در اجرای تعزیه ها، تعزیه حضرت مسلِم را در (دستگاه شور) تعزیه حضرت ابوالفضل (ع) «دستگاه ماهور» و علی اکبر را در «چهارگاه» اجرا می‌کردند و نوحه‌‌ها و آواهائی که در ایام سوگواری حضرت سیدالشهداء اجرا می‌شد، همه مبتنی بر موسیقی دستگاهی و الحان ردیف سنتی ایران بوده است، مثلاً در صحنه‌های حماسی از دستگاه‌هائی چون ماهور و چهارگاه و در صحنه‌های غم و ماتم از دستگاه‌های نوا، شور و آواز دشتی و بیات ترک بهره می‌بردند.

امّا امروزه، هر کسی که فکر می‌کند صدای خوبی داشته و در سایر عرصه ها راه برایش باز نیست، به تقلید از مداح نام آوری، بدون دانش، شناخت و اطلاعات اولیه از شعر و موسیقی وارد این عرصه می‌شوند و در نتیجه اتفاقات بدی را که شاهد هستیم بوجود می‌آورند، ادّعای دستمزد‌های آنچنانی، رواج موسیقی‌هائی که شرحش گذشت و رواج بدعت‌های نابجا در مراسم‌های عاری از حزن و معرفت و پرداختن به حواشی‌های کاذب و جاذبه‌های بی طراوت، مداحی را به فرهنگ مطربی کشانده است.

در نمونه‌های دیگری از مداحی ها به دلیل عدم آموزش صحیح و تناسب شعر و موسیقی با توجه به شأن مناسب با اهل‌بیت‌(ع)، مداح که خود را جامع الفنون می‌داند، خود شعر می‌گوید یا شعری را در قالب ملودی ترانه (حال بدون توجه به محتوای ملودی و صِبغه آن) به نوحه برمی‌گرداند.

به عنوان مثال نوحه‌هائی را (بدون ذکر نام مداح) می‌توان نام برد که بر ملودی ترانه‌هائی چون: «بیا بریم به مزار»، «تو عزیز دلمی» (بر مبنای شعر و آهنگی از منصور خواننده لس آنجلسی)، «تو ای پری کجائی» و از ترانه‌های ترکی استانبولی آهنگ «هایدی سویله» (Haydi Soyla) و «لیلیم لِه» (Leilim.le) با صدای ابراهیم تاتلیسس و تلفیقی از ملودی‌های اسپَنیش و ... استوار گشته اند که از نظر هنری نازل بوده و حتی شأن و حرمت مراسم عزاداری را خدشه دار می‌کنند.

در بیشتر مواقع در این گونه مداحی‌ها، مداح (باز به دلیل عدم آموزش صحیح) با سعی در ایجاد صدائی خوب و اغراق در حالت‌های تو دماغی یا خیشومی، صدائی خش ساز بیرون می‌دهند که این، فضای معنوی و آرام بخش عزا را به فضائی پر سر و صدا و مملو از نعره و فریاد تبدیل می‌نماید و چه بسا این خود نیز بر اعصاب و روان شنونده تأثیری منفی می‌تواند داشته باشد. در حالی که ظرافت و زیبائی‌‌هائی در موسیقی دستگاهی و ردیف سنتی ایران وجود دارد که مداح می‌تواند با یادگیری آنها فضائی عرفانی و معنوی با تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب بیافریند.

لازم به ذکر است، همه دستگاه‌های موسیقی ایرانی برای اجرای مرثیه و مداحی‌ها قابلیت اجرائی دارند، ولی دستگاه‌های نوا، سه‌گاه و شور بویژه آوازهای افشاری، دشتی، بیات ترک، مناسب‌تر هستند، تأکید می‌گردد شاید مداح فرصت یادگیری ردیف موسیقی ایرانی را که چند سال طول می‌کشد نداشته باشد امّا ناگزیر است جهت ایجاد حزن و حس معنوی شنونده در القاء پیام، گوشه‌هائی مانند؛ حسینی، راک عبداله، روح الارواح، عشاق، بوسلیك، حجاز بیات راجع، مویه، مخالف، مغلوب، اوج، مثنوی ها و ... را بیاموزد.

« شبی بیا به بزم حسینی و بشنو از عشاق      به گوش هوش نوای حجاز و شور و عراق»

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
.:
By Ashoora.ir & Blog Skin :.